هم سلولی...
دل به پنجره دل بسته انگار . . پنجره حاجت میدهد . . اماااا نمیداند اگر قدرت داشت این پنجره . . پاسخ کبوتری را میداد . که فصل غربتش را بیرون بی اب و دانه . . در سرما مانده . و شرم نگاهش را بر پیشانی اش عرق داده . کاش نه کبوتر بغض داشت نه پنجره بر شرم پیشانی
نظرات شما عزیزان:
❥.FAR.❤.HAN.❥ + شنبه 19 بهمن 1392
/ 18:36 /